شابک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شابک .[ ب ِ ] (ع ص ) طریق شابک ؛ راه درهم و مشتبه . و اسد شابک ؛ شیر درهم دندان . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).
شابک . [ ب ِ ] (اِخ ) جائی است از منازل قضاعه در شام . (معجم البلدان ) : اتعرف بالصحراء شرقی ّ شابک منازل غزلان لها انس اطیبا ظَللت ُ اریها صاحبی ّ و قداری بها صاحبا من بین غرّ و اشیباً. عدی بن الدقاع (از معجم البلدان ).