شابیزج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شابیزج . [ زَ ] (معرب، اِ) معرّب سابیزک و آن لفّاح است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). مردم گیاه . (ناظم الاطباء). رجوع به شابزج و شابیزک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شابیزج . [ زَ ] (معرب، اِ) معرّب سابیزک و آن لفّاح است . (تحفه ٔ حکیم مؤمن ). مردم گیاه . (ناظم الاطباء). رجوع به شابزج و شابیزک شود.