شاخ و بال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ و بال . [ خ ُ ] (اِ مرکب، از اتباع ) شاخه های درخت : از خار و خاشاک و شاخ و بال بیشه که در آن حوالی بود دسته هاء فراوان بتعاون دستها فراهم آوردند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص ٢٠٤ خطی و ص ٢٥٠ چ سنگی ). ◄ کنایه از فروع و حواشی مطلب . ♦ شاخ و بال قصه را زدن ؛ فروع و حواشی آن را حذف کردن .