شاخ کج
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ کج . [ ک َ ] (ص مرکب ) شاخداری که شاخش کج باشد : این قوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من غوغای جنگ قوچ و تماشا، از آن تو. وحشی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاخ کج . [ ک َ ] (ص مرکب ) شاخداری که شاخش کج باشد : این قوچ شاخ کج که زند شاخ، از آن من غوغای جنگ قوچ و تماشا، از آن تو. وحشی .