واژه جو

شادکامه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شادکامه کردن . [ م َ / م ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) خندیدن به مصیبت و تشویش دیگران . (شعوری ). خشنود شدن از رنج و آزار دیگری . (ناظم الاطباء): اشمات ؛ شادکامه کردن دشمن . (مصادر زوزنی ).

معنی شادکامه کردن | واژه جو