شادگار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادگار. (ص مرکب ) شادمان . خوشحال . رجوع به شادکار شود : تو شادی کن ار شادگاران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند. نظامی (از بهار عجم ) (از آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شادگار. (ص مرکب ) شادمان . خوشحال . رجوع به شادکار شود : تو شادی کن ار شادگاران شدند تو با تاجی ار تاجداران شدند. نظامی (از بهار عجم ) (از آنندراج ).