شاطی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاطی . (ص نسبی ) نوعی انگور منسوب به شاط در ایالت قرناطه . قصبه شاط که به ادریس نیز معروف است . انگورهای درشت خوش نمایی برنگ سرخ و لب ترش دارد که بهمه ٔ نقاط اسپانیا صادر می شود. (دزی ج ١ ص ٧١٦). و رجوع به شاط و نیز معجم البلدان ذیل شاط شود.
شاطی ٔ. [ طِ ءْ ] (ع اِ) کرانه ٔ رود. (ترجمان علامه ٔ جرجانی تهذیب عادل بن علی ): شاطی ٔ الوادی ؛ کرانه ٔ رودبار. (منتهی الارب ): الشاطی ٔ من النهر؛ شطه و ساحله و فی الصحاح تقول «شاطی ٔ الاودیه و لاتجمع». (اقرب الموارد). ◄ شاطی ٔ البحر، کناره ٔدریا. ساحله . ج، شواطی ٔ و شُطآن . (اقرب الموارد).
شاطی . (ع اِ) شاطی ٔ، کرانه ٔ رود. (مهذب الاسماء) (دهار). کناره ٔ دریا و رود. (آنندراج ). کنار. (نصاب ). کناره . ساحل . ریف . عِدوَه . جِلهَه : نبیذ پیش من آمد بشاطی برکه بخنده گفتم طوبی لمن یری عکه . منوچهری . نگویم که بر آب قادر نیند که بر شاطی نیل مستسقی اند. سعدی (بوستان ). حراث مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم بر شاطی نیل و باران بیوقت آمد و تلف شد. (گلستان ). و رجوع به شاطی ٔ شود.