شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۰۵۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
خوش خیالی را به خوبی دیدهام حضرت عالیجنابی دیدهام دیدهام آئینه گیتی نما آفتابی مه نقابی دیدهام هفت دریا در نظر آوردهام از محیطش یک حبابی دیدهام دیدهام روشن به نور روی اوست آن چنان نوری در آبی دیدهام غیر او دیگر نیاید در نظر هر چه دیدم بیحجابی دیدهام صورت و معنی عالم یافتم جسم و جان، جام و شرابی دیدهام در خرابات مغان گشتم بسی سید مست خرابی دیدهام