شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۱۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
موج است و حباب هر دو یک آب با ما بنشین و آب دریاب روشن بنگر که آفتاب است آن نور که خوانیش به مهتاب رندانه روان روم به هر در تا دریابم ورا به هر باب اسباب و مسببند با هم آثار مسببند اسباب هستیم همه محب و محبوب محبوب چو ما بجو ز احباب با ساقی باقی خرابات رندانه و عاشقانه بشتاب پیغام خوشی ز نعمت الله مستانه ببر به سوی اصحاب