شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۱۵۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هر چه داریم ما از او داریم لاجرم جمله را نکو داریم بحر داریم در نظر شب و روز تا نگوئی همین سبو داریم روی محبوب خویش میبینیم زلف معشوق روبرو داریم آینه در نظر همی آریم خود و معشوق روبرو داریم نقد گنجینه حدوث و قدم هرچه خواهی ز ما بجو داریم بر چپ و راست خوش همی نگرم آب رویش چو سو به سو داریم عین آب حیات مینوشیم این چنین آب خوش به جو داریم شیخ وقتیم اگر چه سرمستیم خرقهای هم پرو پرو داریم قول سید به ذوق میگوئیم عالمی را همه نکو داریم