شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۲۰۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
ما بنده مطلق خدائیم فرزند یقین مصطفائیم در مجمع انبیا حریفیم سر حلقه جلمه اولیائیم او با ما، ما ندیم اوئیم آیا تو کجا و ما کجائیم مستیم ز شراب وحدت عشق مستانه سرود میسرائیم تا واصل ذات خویش گشتیم با هر صفتی دمی سرائیم یک معنی و صدهزار صورت در دیده خلق مینمائیم سید ز خودی خود فنا شد والله به خدا که ما خدائیم