شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۲۰۹
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
لذت رند مست ما دانیم عادی میپرست ما دانیم دل به میخانه رفت خوش بنشست نیک جائی نشست دانیم نقد گنجینه حدوث و قدم در وجود آنچه هست ما دانیم جام میرا مدام مینوشیم توبه ما شکست ما دانیم رند مستیم و دامن ساقی خوش گرفته به دست ما دانیم دل ما تا ابد به عهد خود است از ازل عهد بست ما دانیم تو چه دانی که ذوق سید چیست ذوق این میر مست ما دانیم