شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
در دل دریا دلی گوهر بجو از چنان بحری چنین جوهر بجو جوهر در یتیم از ما طلب خوش درآ در بحر ما گوهر بجو عقل مخمور است ترک او بکن عاشق سرمست جان پرور بجو گر انا الحق گفتهای منصوروار بر سر دار فنا سرور بجو ور بسوزندت در آتش خوش بسوز وانگهی آن سر ز خاکستر بجو جان فدا کن حضرت جانان طلب دل به دلبر ده از او دلبر بجو گر به راه نعمت الله میروی رهبری از آل پیغمبر بجو