شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۳۹۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آفتابی تافته بر آینه مینماید روی او هر آینه روشنست آئینه گیتی نما حسن او پیدا شده در آینه عشق در دورست از آن دوران او دائما باشد مدور آینه آینه چون مینماید حسن او مظهر ما او و مظهر آینه دلبر سید بود آئینهای خود که دیده عین دلبر آینه