شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۴۰۲
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عشق را خود حجاب باشد نه غیر او در حساب باشد نه میعشق است و جام او عالم مثل این میشراب باشد نه در گلستان گلی که میچینی ورقش بیگلاب باشد نه سایه و آفتاب را دریاب سایه بیآفتاب باشد نه به جز از جام میکه نوش کنیم به ازین خود ثواب باشد نه نقش غیری خیال اگر بندی جز خیالی به خواب باشد نه در خرابات همچو سید ما رند مست خراب باشد نه