شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۴۶۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عالمی صورتست و او معنی صورتی بس خوش و نکو معنی صورت ار صدهزار میبینی جز یکی را دگر مگو معنی زلف هر صورتی که میگوئیم میشماریم مو به مو معنی ما ز ما عین آب میجوئیم آب را دیده سو به سو معنی خوش حبابی برآب در دورست جام صورت بود در او معنی مرد صورت پرست میگوید همه خود صورتست کو معنی نعمت الله را اگر یابی دامنش گیر از او بجو معنی