شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۵۱۰
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
تخم نیک و بدی که میکاری هر چه کاری بدان که برداری بار یاری اگر کنیای یار شاید ار تخم دوستی کاری از بدی هیچ سود نتوان یافت خود زیان نیست در نکوکاری دل میازار و دل به دست آور گوش کن این نصیحت از یاری دل تو هیچکس نیازارد گر دل هیچکس نیازاری ما چنین مست و تو چنان مخمور در چه اندیشهای چه پنداری نعمت الله برای دل بردن سر برآورده است عیاری