شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۱۵۲۴
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
آئینه حضرت الهی تمثال جمال پادشاهی داننده علم جمله اسماء واقف ز کمال ما کماهی آوازه آفتاب حسنش بگرفته ز ماه تا به ماهی سلطان وجود روی بنمود در صورت مردم سپاهی سید بگرفت ملک عالم بنشست به تخت دل بشاهی