شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۲۴۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
نور دل ماه، نور عشق است جان عاشق مسخر عشقست در طریقی که نیست پایانش عاشقی جو که رهبر عشقست پادشاهی صورت و معنی نزد عشاق در خور عشقست در محیطی که ما در آن غرقیم حاصلش یافت گوهر عشقست آن حیاتی که روح میبخشد چشمه آب کوثر عشق است قول مستانهای که میشنوی یک دو حرفی ز دفتر عشقست نعمت الله که میرمستانست از سر صدق چاکر عشقست