شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۲۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
مخزن گنج جمله اسما ما نور چشم تمام اشیا ما غرق بحریم و آب میجوئیم قطره و بحر و جود دریا ما رند و مستیم و عاشق و معشوق به همه اسمها مسمی ما ما نه مائیم ما همه اوئیم اثری چون نماند با ما ما جام گیتی نما نموده به ما دو جهان دیدهایم یکتاما مه روشن به نور او باشند تا نگوئی مگر که تنها ما رو نهادیم بر در سید باز گشتیم سوی مأوی ما