شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۲۷۶
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
عقل از ما کنار کرد و برفت گو برو زانکه در میان عشق است عشق بخشد حیات جاویدان حاصل عمر جاودان عشق است عالم از نور عشق شد روشن نظری کن که این و آن عشق است دل عاقل به عقل مشغول است مونس جان عاشقان عشق است خوش بهشتی است مجلس سید در چنین جنتی چنان عشق است