شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۳۵۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
دل ما با زبان یکی است یکیست این چنین آن چنان یکی است یکیست از دوئی بگذر و یکی میگو حاصل دو جهان یکی است یکیست آن یکی در کنار گیر خوشی با همه در میان یکی است یکیست عشق و معشوق و عاشقای درویش در دل عاشقان یکی است یکیست جان و دل را به این و آن دادیم غرض از این و آن یکیست یکیست دلبران در جهان فراوانند سید دلبران یکیست یکیست