شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۳۷۸
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
موحد در این ره به تقلید نیست مجرد که باشد که تجرید نیست تو صاحب وجودی وجودای عزیز مقلد به اطلاق و تقبید نیست چنان غرقه شد قطره در بحر ما که از ما یکی قطره وا دید نیست مجدد نماید تو را در ظهور ولی در بطون نام تجدید نیست مرا عید و نوروز باشد به عشق چه غم دارم ار عقل را عشق نیست نه قرب و نه بعد و نه وصل و نه فصل نشانی ز تقریب و تبعید نیست موحد هم او و موحد هم او جز او سید ملک توحید نیست