شاه نعمتالله ولی | غزلیات | غزل شماره ۵۰۵
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
هرکه از عشق در طرب نبود نسبتش هیچ با نسب نبود لطف محبوب را نهایت نیست طالب آنگه بیطلب نبود آتش عشق اوست در دل ما لایق جان بولهب نبود از کرم ساز عاشقان بنواخت گر نوازد مرا عجب نبود لب ساغر مدام میبوسم به از این همدمی و لب نبود ماهروئی چو ترک شیرازی در همه مصر و در حلب نبود سیدی همچو نعمت الله هم در عجم بلکه در عرب نبود