شاهزاد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شاهزاد. (ن مف مرکب، اِ مرکب ) مخفف شاهزاده . زاده ٔ شاه . مرد یا زنی که از نسل شاه باشد : چنین گفت هر کس که ای شاهزاد که هستی ز شاه جهاندار یاد. فردوسی . شودتا رساند سوی شاهزاد بگفت آنزمان با فرنگیس شاد. فردوسی . فریبرز کاوس خراد راد سر سروران قارن شاهزاد. فردوسی . همی راند اسبش بکردار باد چنین تا برآمد بر شاهزاد. فردوسی . به نیزه بگشتند هر دو چو باد بزد ترک را نیزه ٔ شاهزاد. فردوسی .