واژه‌جو

شای کلیو

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شای کلیو. [ ک َ ] (اِخ ) نام پیغمبری از پیغمبران عجم . (برهان قاطع). نام یکی از پانزده پیغمبران ایرانی است که مؤلف کتاب دساتیر معرفی کرده است . (مزدیسنا ص ٥٠). نام حکیمی است از قدمای حکمای فارس که فارسیان ایزدی کیش او را پیغمبر سومین پیغمبران پیشین دانند. (از انجمن آرا) (آنندراج ).

معنی شای کلیو | واژه‌جو