واژه‌جو

شای

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شای . (اِ) خدا و یزدان .(ناظم الاطباء) (اشتنگاس ). اما جای دیگر دیده نشد.

شای . (معرب، اِ) معرب چای و بمعنی آن . (ناظم الاطباء). رجوع به چای شود.

معنی شای | واژه‌جو