شبابة
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبابة. [ ش َ ب َ ](اِخ ) ابن المعتمربن لقیط. از مشاهیر عصر خود و از قبیله ٔ عجل بن لجیم است . (از عقدالفرید ج ٣ ص ٣٠٩).
شبابة. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) ابن سوار فزاری اصل وی از خراسان و ساکن مداین بود. وی از ثقات محدثان بشمار میرفت و در سال ٢٥٥ هَ . ق . در مکه درگذشت . (از اعلام زرکلی ج ٢ ص ٤٠٥).
شبابة. [ ش َ ب َ ] (اِخ ) بطنی است از بنی فهم که در طایف یا در سرات سکونت گرفتند و عده ای بدین نام منسوبند. (منتهی الارب ).