شبکوک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شبکوک . [ ش َ ] (ص مرکب، اِ مرکب ) شبکو. شبکوکا. شبکوکه . نوعی از گدایی باشد و آن چنان است که شبها بر بالای مناری یا پشته ای یا درختی که در میان محله واقع باشد برآیند وبه آواز بلند یک یک از مردم محله را نام ببرند و دعاکنند تا به ایشان صدقه بدهند. (برهان ) : همچو شبکوکی کنم من ذکر و بانگ تا رسد از بامهایم نیم دانگ . مولوی . زهی جوفروشان گندم نمای جهانگرد و شبکوک خرمن گدای . سعدی . رجوع به شبکو شود. ◄ ساعت که مبداء آن شب هنگام گیرند و میزان کنند و گذارند تا کار کند.