شترحجره
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شترحجره . [ ش ُ ت ُ ح ُ رَ / رِ ] (اِ مرکب ) (در اصل شتر و حجره ) و آن کنایه از امر ممتنعالوقوع باشد. (آنندراج ) : شتر در حجره از گرماست پنهان شترحجره است حرف ساربانان . میر یحیی شیرازی . ◄ هر آن دوشی ٔ که با هم نامناسب و مخالف باشد و در چراغ هدایت به معنی کلام بی نسبت است . (غیاث اللغات ).