شتل
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شتل . [ ش َ ت َ ] (اِ) مخفف شتلی . آن قسمت از زری که از قمار برده باشند و به حاضران مجلس دهند. (از برهان ). آنچه حریف برده از برد خود به حضار مجلس قمار دهد. در فرهنگ اظفری این لغت ترکی ضبطشده است . (فرهنگ نظام ). دستخوش . دست لاف : تلاش کام ندارم برای خویش سلیم که مدعای من از نقش دادن شتل است . سلیم . ♦ امثال : از بدقمار هر چه ستانی شتل بود. ◄ کانیات (در تداول عامه کانیوت ). کاسه کوزه . پولی که در هنگام قمار در قمارخانه برنده ٔ بازی باید به صاحب خانه و اداره کننده ٔ قمار بپردازد و گیرنده ٔ شتل مسؤول تنظیم برد و باخت بازی کنندگان است و اگر فرضاً قماربازی پولی باخت و نداد، یا نداشت که بدهد، برنده به گیرنده ٔ شتل مراجعه میکند و پول خود را از او دریافت میدارد و او خود داند با بدهکار و بازنده و چنانکه گفته شد این پول را «کانیات » به تقدیم نون بر یاء و «کاسه کوزه » نیز میگویند و گیرنده ٔ شتل «کاسه کوزه دار» خوانده میشود که برای آسانی تلفظ کلمه ٔ «دار» را نیز حذف مینمایند. (از فرهنگ لغات عامیانه ٔ جمالزاده ).
شتل . [ ش َ ] (ع اِ) نام گیاهی است که نهال آن را مانند یک درخت از جایی به جایی دیگر برند. نهال جوان . (از دزی ج ١ ص ٧٢٧). رجوع به شتلة شود.