شخب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شخب . [ ش َ / ش ُ ] (ع اِ) آنچه به یک کشیدن پستان فرود آید از شیر وقت دوشیدن . (منتهی الارب ). آنچه از شیر هنگام دوشیدن چون ریسمانی بلند ماند و این کلمه فُعل به معنی مفعول باشد چون خبز و قوت . (از اساس البلاغه ). ◄ در مثل است : شخب فی الاناء و شخب فی الارض ؛ یعنی خطا میکند و گاهی صواب . (منتهی الارب ).
شخب . [ ش َ ] (ع مص ) دوشیدن شیر. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ جاری شدن شیر و جز آن . (از اقرب الموارد). رفتن شیر از پستان . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ). ◄ بریدن شاهرگ و جاری شدن خون از آن . (از اقرب الموارد). رفتن خون از جراحت . (تاج المصادر بیهقی ) (المصادر زوزنی ).
شخب . [ ش َ ] (ع اِ) خون . (منتهی الارب ).