شخت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شخت . [ ش َ خ َ ] (ع اِ) رجوع به شَخت، شود.
شخت . [ ش َ / ش َ خ َ ] (ع ص ) باریک از هر چیزی و نحیف نه از لاغری . ج، شخات . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ◄ غبار ساطع. ◄ هیزم باریک . ج، شَخات . (از اقرب الموارد). ◄ در مثل است : زید شخت الخلق ؛ اخلاق زید پست است . زید شخت العطاء؛ زید کم دهش است . (از اقرب الموارد).
شخت . [ ش َ ] (اِ) توبال الذهب است . (فهرست مخزن الادویه ). ◄ مرداسنگ . (ناظم الاطباء).