واژه جو

شخیوه کردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

شخیوه کردن . [ ش َ وَ / وِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) صفیر زدن . ازمیان دو لب بانگ و آوا برآوردن با بیرون فرستادن هوای داخل ریه . مکاء. مَکْوْ. شخولیدن . بانگی که از میان دو لب آید چون آواز سرنای . (از ترجمان القرآن ).

معنی شخیوه کردن | واژه جو