شرنگ/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ رَ) (اِ.) ۱- سمُ، زهر. ۲- هر چیز تلخ. ۳- حنظل.مترادفها و واژههای مرتبطحمه، حنظل، زهر، سم، شوکران، هلاهل ≠ شهدواژه قبلی: شرمگینواژه بعدی: شره