شره/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ رَ) [ ع. ] ۱- (مص ل.) حریص شدن. ۲- (اِ.) حرص، آز.(شَ رِ) [ ع. ] (ص.) حریص، میل فراوان، طمع.مترادفها و واژههای مرتبطآز، آزمندی، حرص، طمع ≠ قناعتواژه قبلی: شرنگواژه بعدی: شرو ور