شش ضربه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شش ضربه . [ ش َ / ش ِ ض َ ب َ / ب ِ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح نرد) داوی است در نردبازی و آن را شش ضرب نیز گویند. (برهان ). به اصطلاح نرادان شش بازی راگویند که پیاپی از حریف ببرد و بعضی گویند که داو شش زده بازی از حریف ببرد. (غیاث اللغات ) : در مدحت تو به هفت اقلیم شش ضربه دهد سخنوران را. خاقانی . رجوع به شش ضرب شود.