شش میر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شش میر. [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) کنایه از شش تن امیرزادگان دقیانوس است که از وی گریختند و در غاری پنهان شدند و اصحاب کهف آنانند : کرده از بهر رهبری شش میر گربه ای را نبی سگی را پیر. (آنندراج ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شش میر. [ ش َ / ش ِ ] (اِخ ) کنایه از شش تن امیرزادگان دقیانوس است که از وی گریختند و در غاری پنهان شدند و اصحاب کهف آنانند : کرده از بهر رهبری شش میر گربه ای را نبی سگی را پیر. (آنندراج ).