ششتمد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
ششتمد. [ ش ِت َ م َ ] (اِخ ) نام یکی از بخش های شهرستان سبزوار واقع در جنوب آن . حدود، شمال : بخش حومه و بخش داورزن وبطور کلی رودخانه ٔ کالشور. جنوب : بخش بردسکن از شهرستان کاشمر. خاور: شهرستان کاشمر. باختر: خوارتوران .موقعیت بخش : کوهستانی و هوای معتدل و بواسطه ٔ زیادی چشمه سارها باغهای فراوان دارد و آلو بخارا و بادام آن معروف است . محصول آنجا ابریشم و غلات و اشجار و انواع میوه . صنایع دستی زنان قالیچه و کرباس و چادرهای ابریشم بافی است . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).
ششتمد. [ ش ِ ت َ م َ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکز بخش ششتمد و دهستان زمج شهرستان سبزوار. سکنه ٔ آن ١٣٤٩ تن و آب آن از رودخانه و محصول آنجا غلات و پنبه و بادام و میوه است . راه آن اتومبیل رو است . ادارات دولتی : بخشداری ثبت املاک، دارایی، ازدواج و طلاق، پاسگاه ژاندارمری . و دبستان و ١٥ باب دکان نیز دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٩).