شطاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شطاب . [ ش ِ ] (ع اِ) آنچه بدان از پشم و جز آن گلیم را نگنده زنند. (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء).
شطاب . [ ش ُ ] (اِخ ) نخلستانی است مر بنی یشکر را. (منتهی الارب ). نخلستانی است از آن یشکر در یمامه . (از معجم البلدان ).