شعله کار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعله کار. [ ش ُ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) آنکه آتش برافروزد. آتش افروز. شعله گر : شعله کاران را به خاکستر قناعت کردن است هر کجا عشق است دهقان سوختن هم حاصل است . بیدل (از آنندراج ). و رجوع به شعله گر شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شعله کار. [ ش ُ ل َ / ل ِ ] (ص مرکب ) آنکه آتش برافروزد. آتش افروز. شعله گر : شعله کاران را به خاکستر قناعت کردن است هر کجا عشق است دهقان سوختن هم حاصل است . بیدل (از آنندراج ). و رجوع به شعله گر شود.