شمان
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ) (ص فا.)<BR>۱- هراسان و بانگ کننده.<BR>۲- رمنده.<BR>۳- آشفته، پریشان.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ) (ص فا.) ۱- هراسان و بانگ کننده. ۲- رمنده. ۳- آشفته، پریشان.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمان . [ ش َ ] (نف ) گریان و نوحه کنان . ناله و زاری کنان . (از انجمن آرا) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از برهان ). بانگ و غریو کننده . (فرهنگ فارسی معین ) : زآن ملک را نظام و از این عهد را بقا زآن دوستان به فخر و از این دشمنان شمان . عنصری . ◄ ترسیده . (ناظم الاطباء). ترسنده . (برهان ). ◄ آشفته . پریشان گشته . (ناظم الاطباء) (از برهان ). ◄ رمیده و نفرت کننده . (ناظم الاطباء). رمنده . (انجمن آرا) (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). ◄ دیوانه گشته . ◄ بیهوش شده از تشنگی . (ناظم الاطباء). بیهوش شونده . (از انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ (اِ) بانگ و گریه ٔ دمادم . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از فرهنگ اوبهی ). ◄ گریه ٔ در گلو. (ناظم الاطباء) (از برهان ). ◄ تشنگی . (ناظم الاطباء).