شمانیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(شَ دَ) (مص م.)<BR>۱- به بانگ و غریو داشتن.<BR>۲- رماندن.<BR>۳- آشفته کردن.<BR>۴- پریشان ساختن.<br>
فرهنگ فارسی معین
(شَ دَ) (مص م.) ۱- به بانگ و غریو داشتن. ۲- رماندن. ۳- آشفته کردن. ۴- پریشان ساختن.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمانیدن . [ ش َ دَ ] (مص ) آشفتن . اضطراب کردن . پریشان کردن . حیران کردن . آشفته کردن . (ناظم الاطباء) (از برهان ) (از انجمن آرا) (آنندراج ). ◄ پریشان شدن . (ناظم الاطباء) (از برهان ). ◄ بیهوش شدن . (ناظم الاطباء). ◄ بیهوش گشتن . (ناظم الاطباء) (از برهان ). ◄ ترسانیدن . (ناظم الاطباء) (ازبرهان ) (از انجمن آرا). ◄ نفس نفس زنان گردیدن از تشنگی و دم بدم نفس کشیدن از تشنگی . (ناظم الاطباء) (از برهان ). تاسه . به شماره افتادن نفس . بهر.