شمد/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(شَ مَ) (اِ.) پارچه نازک سفید که هنگام استراحت روی خود اندازند.(~.) (اِ.) = شمذ: نان سفید نیکو.مترادفها و واژههای مرتبطچادر، سراندازملافه، ملحفهواژه قبلی: شمخالواژه بعدی: شمر