شمشیربازی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شمشیربازی . [ ش ِ / ش َ ] (حامص مرکب ) مشق شمشیر و طریقه ٔ به کار بردن شمشیر. (ناظم الاطباء). نوعی ورزش با شمشیر که دو تن انجام دهند و هر یک با شمشیر به دیگری حمله کند و دیگری باید بکوشد که مورد ضربه ٔ حریف قرار نگیرد. (فرهنگ فارسی معین ). مسایفه . (یادداشت مؤلف ) : چو خسرو دید ناز آن نیازی سپر بفکند از آن شمشیربازی . نظامی . درآمد به شمشیربازی چو برق ز سر تا قدم زیر پولاد غرق . نظامی . چو باشد نوبت شمشیربازی خطیبان را دهد شمشیرِ غازی . نظامی . تو خود دانی که در شمشیربازی هلاک سر بود گردن فرازی . نظامی . درین مجلس چنان کن پرده سازی که ناید شحنه در شمشیربازی . نظامی .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی