شناسا کردن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شناسا کردن . [ ش ِ ک َ دَ ] (مص مرکب )تعریف کردن . (فرهنگ فارسی معین ). تعریف . (یادداشت مؤلف ). ◄ شناساندن . (فرهنگ فارسی معین ): تعریف ؛ شناسا کردن . (منتهی الارب ) : استاد رودکی گفته است و زمانه را نیک شناخته است و مردمان را بدو شناسا کرده است . (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ٥٥). شناسا کن به حکمتهای خویشم برافکن برقع غفلت ز پیشم . نظامی . اوست که ترا به خود شناسا کرده است . (سعدی ).