شنوا/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(ش نَ) (ص فا.) شنونده، سمیع.مترادفها و واژههای مرتبطداعیه، سامع، شنونده، شنونده، مستمع ≠ کر، ناشنواواژه قبلی: شنهواژه بعدی: شنوانیدن