شهوی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شهوی . [ ش َ وا ] (ع ص ) مؤنث شَهْوان . (منتهی الارب ). زن خواهان و آرزومند جماع . ج، شَهاوی ̍. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به شهوان شود.
شهوی . [ ش َ وی ی / وی ] (از ع، ص نسبی ) منسوب به شهوت . (غیاث ) (آنندراج ). در یادداشتهائی از مؤلف ضبط کلمه شَهَوی ّ به معنی منسوب به شهوت و شهوة آمده است و این ظاهراً از تداول فارسی زبانان است . ◄ بسیارشهوت . شدیدالشهوة. شهوانی . بسیار خواهان آرامش . (یادداشت مؤلف ).