شوخیدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوخیدن . [ دَ ](مص ) شاد شدن و مسرور گشتن و شادمان شدن و خوشحال گشتن . ◄ آزردن و اذیت رسانیدن . ◄ متنفر کردن . ◄ پنهان کردن . ◄ زنگ زدن و زنگ خورده شدن . ◄ چرک شدن و ناپاک گشتن . (ناظم الاطباء). چرکن شدن . (برهان ). ◄ تملق و چاپلوسی نمودن و خوشامد گفتن . ◄ شتابی نمودن و تعجیل کردن . (ناظم الاطباء).