شوره زار
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
شوره زار. [ رَ /رِ ] (اِ مرکب ) شورستان . شورسان . (یادداشت مؤلف ). زمینی که دارای شوره باشد. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). کویر. (صحاح الفرس ). شورکات . شوره کات . زمین شور. (ناظم الاطباء). زمین پر از شوره که در آن گیاه نروید. شوره زمین . (فرهنگ فارسی معین ) : کف جوادتو چون ابر بهار است راست زو زده بر شوره زار ژاله چو بر کشتمند. سوزنی . باران که در لطافت طبعش خلاف نیست در باغ لاله روید و در شوره زار خس . سعدی .